أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
165
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
بدين ترتيب نادرهگويى و فكاههسرايى و شور و نشاط ، در مكه شيوع يافت ، همچنان كه فخر فروشى به زيبايى و جمال كُشنده : ما از اهالى خيف از ديار منى هستيم و براى مقتولى كه او را ( از عشق ) كشتهايم قصاص نخواهيم شد . اين زنان ، در لباسهاى خز و حرير و زينتهايى از ياقوت و زبرجد محو گشته بودند . اين جماعت مشتاق در تفرجگاهها و نزهتكدههاى خود در اطراف مكه و زاهر و در منطقهء عقيق مدينه و نواحى طائف بودند . همچنان كه نويسندهء اغانى گفته است ، آنان سوار بر چهارپايان زيباى خود مىشدند ، در حالى كه گردنبدهاى طلا به گردن آنان آويخته بود ، يا آنكه با قباهاى تزيين شده و لباسهاى نازك ساخته شده از كتان يا ابريشم كه برخى بلندتر از برخى ديگر بود حركت مىكردند . گويى پلكانى است كه از نهايت صافى و صيقلى ، استوار ايستاده است . و نيز اشرافِ اينان ، سرگرم استوار كردن قصرهاى خود در حاشيهء شهرها بودند كه يكى از مشهورترين آنها قصر العقيق در اطراف مدينه است . در ميان اهل رفاه در اين دوره ، غذاهاى متنوّع شامى و فارسى شايع بود . همچنان كه استفاده از صندلى در اطراف سينىهاى پر از ميوه و نيز كاربرد قاشقهايى از چوب و حولههايى در كنار كاردهايى كه از قديم استفاده مىكردند ، رواج داشت . در بناهاى خانهها هم از مهندسىهاى جديد استفاده مىشد ، و طبقات خانههايى با استفاده از سنگ و بر پايه ستونها و قوسىها به آسمان مىرفت ، در حالى كه در زينت آنان از فسيفساء « 1 » و سنگ مرمر استفاده شده بود . « 2 » برخى از آثار آنها هنوز هم در بقاياى قصر ابن عاص در
--> ( 1 ) . تزييناتى كه با چيدن سنگهاى ريز و درشت كنار هم فراهم مىآمد . ( 2 ) . الأغاني ، ج 1 ، ص 211 .